آب و آفتاب

تا آب و آفتاب با هم در نیامیزند... رنگین کمانی متولد نخواهد شد

آب و آفتاب

تا آب و آفتاب با هم در نیامیزند... رنگین کمانی متولد نخواهد شد

آب و آفتاب

و قسم به آب و آفتاب!
و هر آنکه زلال و نورانیست!

...ـــ☼๑.::۩::.✿ـــ.::۞::.ـــ✿.::۩::.๑☼ـــ ...

من ار چه عاشقم و
رند و مست و نامه سیاه
هزار شکر که یاران شهر بی‌گنهند...
به هوش باش
که هنگام باد استغنا
هزار خرمن طاعت به نیم جو ننهند...
"حافظ"

...ـــ☼๑.::۩::.✿ـــ.::۞::.ـــ✿.::۩::.๑☼ـــ ...

ما دوباره سبز می شویم
این قرارداد، تا ابد میان ما برقرار باد:
چشمهای من
به جای دست های تو
من به دستِ تو ، آب می دهم
تو به چشمِ من، آبِرو بده
من به چشم های بی قرار تو
قول می دهم: ریشه های ما به آب
شاخه های ما به آفتاب می رسد
ما دوباره سبز می شویم…
"قیصر امین پور"

...ـــ☼๑.::۩::.✿ـــ.::۞::.ـــ✿.::۩::.๑☼ـــ ...

به شوق اوست همه،
همه اوست شوق من،
اگر به این آسمان هرازگاهی کوچ می کنم.
نگاره ای می نگارم با قلمی شکسته بال،
تو گر به وبگاه من آمدی،
بخوان و دیدگاهی ز سر شوق بنگار...

*این تارنما تحت قانون کپی رایت است!*
صبــا ©

آخرین نظرات
پیوندها

۳ مطلب در فروردين ۱۳۹۳ ثبت شده است

و هنگامی که می خواهیم دو کار انجام دهیم یکی تو را خوشنود کند و دیگری خشمگین نماید، میل آن کاری را در وجودمان بیفزا که تو را خوشنود سازد و عزم ما را از آنچه تو را ناخوشنود کند زائل فرما و در آن هنگام نفس ما را به اختیار خود وامگذار چرا که نفس ما اگر توفیق ندهی باطل را بر می گزیند و اگر رحممان نکنی به بدی فرمان می دهد.1

روزهای بی قراری و آشفتگی، روزهای اضطراب زدگی و ناآرامی، روزهایی که گویا در درون، به دنبال خودی که گم شده می گردی و هیچ چیز آرامت نمی کند، روزهایی که ایمانت را در عمل، سست می یابی و پریشان و هراس زده می شوی، روزهایی که مرتکب گناهی کوچک، یا بزرگ می شوی؛ با خودت بگو: ای انسان! همانند چیزی که در واپسین لحظات عمر انتظارت را می کشد، هم اینک نیز یک راه بیشتر نداری؛ بازگشت به سوی خالق آمرزنده ی مهربان! و به راستی که هر بازگشتی به سوی خدا، زندگی ای دوباره و بهاری تازه در دل و جان آدمیست.

دلم می خواست می شد کامل تر می نوشتم شرح حالم را. ولی معذورم از گفتن ناگفته هایی که تنها خدا محرم آن هاست. و اوست که ستارالعیوب است و رحمان و رحیم.

این روزها، شبیه هیچ وقت دیگری، دلم در قفس سینه بی قراری می کند و میل به آرام گرفتن و ماندن ندارد. حال و هوایم، از این بهاری که با فاطمیه شروع شده و روزهای تعطیل و خاموشش به پرپر شدن یاس پیامبر ختم میشود، شبیه هوای آسمان شهرمان، جز گرفتگی و طوفان و باران های بگیر و نگیر، عایدی نداشته است. گاهی اگر توفیقی باشد به کم گویی و خلوت با خدا و قرآن و دعا و اشک پناه می برم. باشد که آرام گیرد دلی که بی قرار نزدیکی بیشتر با خدا و اهل خداست. و سپاس می گویم خدای را برای نعمت های بی شمارش. برای بخشندگی و ستارالعیوبی اش. برای بودنش، که همین وجود پر از مهر و رحمتش، ما را بی نیاز به دنیا و دنیایی ها می کند و همین است که دلیل  آرام گرفتن قلب های بی قرار انسان هاست.

 

می ستایم خدایی را که اگر معرفت ستایش را از بندگانش دریغ می نمود با وجود نعمت های پی در پی و فراوانش انسان ها علی رغم بهره مندی از این نعمات از او سپاس گذاری نمی کردند و با وجود گشاده دستی او شکرگزارش نبودند و اگر چنین رخ می داد آنها از مرز انسانیت دور شده و به جرگه ی بهایم و چارپایان می پیوستند و چنان می شدند که خداوند در کتاب محکمش فرموده: "اِنْ هُمْ اِلاّ کَالْاَنْعامِ بَلْ هُمْ اَضَلُّ سَبیلاً" (اینان چون چارپایانی بیش نیستند بلکه از آنها نیز گمراه ترند.)2

سپاس خدایی را که درِ نیازمندی و احتیاج ما را از غیر خود بست. پس چگونه یارای شکرگزاریش داریم؟ یا کی حق سپاس را می توانیم ادا کنیم! هیچ گاه!...3

 

/.///-/

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1. صحیفه سجادیه _ نیایش نهم؛ در اشتیاق به عفو و بخشش

2. صحیفه سجادیه  _ نیایش یکم؛ دعای حمد و ثنای پروردگار

3. همان

۲۱ موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۱ فروردين ۹۳ ، ۱۷:۵۰
© صبـــا

از "تو" چه بگوییم،

که "تو"؛ گفتنی نیستی.

آن کس که با هزار کلمه گفتند که آن، "تو"یی!

شرمنده ایم! می دانیم خیلی کم است؛

آن، "تو" نیستی...

 

پ.ن: ایام شهادت دختر پیامبر(ص)، یار و همتای علی(ع)، مادر اهل بیت(ع)؛ فاطمه ی زهرا(س) تسلیت باد.

/.///-/

 

۵ موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۰ فروردين ۹۳ ، ۱۷:۵۸
© صبـــا

با سلام و تبریک به مناسبت آغاز سال نو، و همچنین تسلیت ایام غمِ شهادت بی بی دو عالم، فاطمه زهرا(س) و آرزوی داشتن سالی پر از برکت و رحمت خداوند متعال، با مطلبی در خصوص بهارِ انسان در خدمت شما هستم.

چند روزی از شروع فصل بهار می گذرد و خداوند بار دیگر جلوه ای زیبا از طبیعت را به تصویر کشیده است. در این روزها احادیث و داستان ها و مطالب زیادی در مورد فصل بهار در فضای نت منتشر شده و حتما با حدیثی که می فرماید: "هر روز که در آن معصیت خدا نشود؛ عید است." مواجه شده اید. نمی خواهم تکرار مکررات کنم. اگر بعد از دو ماه آمده ام تا کلامی با خود و با اهل خدا بگویم، فقط برای این است که تلنگری اول به خود و بعد به کسانی زده باشم که مخاطب این مطلب هستند.

ما انسان ها با واژه ی "گناه" بیگانه نیستیم. البته متاسفانه! کوچک و بزرگ، ریز و درشت، آگاهانه و ناآگاهانه، بالاخره یک جای زندگی مرتکب گناه شده و یا می شویم. انسان جایز الخطاست. البته واجب الخطا آن هم خطاهای بزرگ و آگاهانه نیست!! ولی خب احتمال ارتکاب به گناهی کوچک برای بنده و بعضی بنده های خدا، احتمال عجیب و دوری نیست. تنها موردی که قابل توجه و تأمل است، آگاهی و هشیاری، روحیه ی توبه کاری و مغفرت خواهی است. انسان گاهی به واسطه ی عدم تمرکز بر روی اعمال، گفتار و یا حتی افکار خود، ناخودآگاه مرتکب خطایی و یا گناهی میشود که او را سخت آزرده و پشیمان می کند. مهم همان پشیمانی از انجام عمل اشتباه است. مهم آگاهی یافتن از خطاست. بهار واقعی در درون انسان هایی رخ میدهد که بعد از خزانی که گناه به قلب شان می بخشد، با توبه و ابراز پشیمانی و مغفرت خواهی به درگاه خداوند متعال، به روح و قلب خود جلا داده و بار دیگر جوانه های ایمان و درستی و پاکی در درونشان سبز می شود.

جالب است، کسانی که کمتر با ادعیه و برنامه های مذهبی سر و کار دارند، وقتی از حس و حال کسانی که برای مثال اهل دعای کمیل هستند، آگاه می شوند، درکِ آن حس، حسی که شبیه بهاری شدن روح و جان و دل است، برایشان خیلی سخت و غیرقابل باور است. اما شما مخاطب این وبلاگ و این مطلب، حتما متوجه منظور من از آن بهار هستید. به راستی که اهلِ دعا، آن هم دعای کمیل، هر هفته، یک بار، بهاری سبز و خوش رنگ و بو را در درون خود حس می کنند. که بی شک، علاوه بر مداومت این حس در طی روزهای بعد، تاثیر این بهاری شدن دل و جان، اطرافیانشان را نیز به وجد و شادی می آورد.

به راستی که بهار می شود وقتی که خدا را میخوانی در اَللّهُمَّ اغْفِرْ لِىَ الذُّنُوبَ الَّتى ها.

آنجا که معتَذِراً نادِماً مُنْکَسِراً مُسْتَقیلاً مُسْتَغْفِراً مُنیباًمُقِرّاً مُذْعِناً مُعْتَرِفاً را می گوییم و عذرخواه و پشیمان و دل شکسته و پوزش جو و آمرزش طلب و بازگشت کنان و به گناه خویش اقرار و اذعان و اعتراف می کنیم، آنجا که خداوند را به عزتش سوگند می دهیم و یا رَبِّ یا رَبِّ یا رَبِّ می گوییم، بی شک، خدا و تمام فرشتگانش، باری از گناهان ما را برداشته و سبکبال و بهاری مان می کنند.

بیاییم با خود پیمان ببندیم که هر هفته، و یا لااقل هر ماه، ساعتی از آخر شب پنجشنبه ای را به بهاری کردن روح و دل و جانمان اختصاص بدهیم. بیاییم در این فصل بهار، با خود پیمان ببندیم که هر روزمان بهاری باشد و هر لحظه در حال جوانه زدن و سبز شدن و سبز ماندن باشیم.

بیاییم با خود پیمان ببندیم که در هر بهار، گناهی را، و یا عادت بدی را، برای همیشه ترک کنیم.

بیاییم با کمی تلاش، راه و رسم بهاری شدن را به دیگران، به دوستان و اطرافیانمان هم یاد بدهیم.

و آماده ی روزی باشیم که بهار موعود می آید و تمام دنیا را بهاری می کند.
 پنجشنبه ها، روز دعای کمیل را به دیگران هم یادآوری کنیم.

یا علی. التماس دعا.

 

/.///-/

۱ موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۷ فروردين ۹۳ ، ۰۴:۱۶
© صبـــا