آب و آفتاب

تا آب و آفتاب با هم در نیامیزند... رنگین کمانی متولد نخواهد شد

آب و آفتاب

تا آب و آفتاب با هم در نیامیزند... رنگین کمانی متولد نخواهد شد

آب و آفتاب

و قسم به آب و آفتاب!
و هر آنکه زلال و نورانیست!

...ـــ☼๑.::۩::.✿ـــ.::۞::.ـــ✿.::۩::.๑☼ـــ ...

من ار چه عاشقم و
رند و مست و نامه سیاه
هزار شکر که یاران شهر بی‌گنهند...
به هوش باش
که هنگام باد استغنا
هزار خرمن طاعت به نیم جو ننهند...
"حافظ"

...ـــ☼๑.::۩::.✿ـــ.::۞::.ـــ✿.::۩::.๑☼ـــ ...

ما دوباره سبز می شویم
این قرارداد، تا ابد میان ما برقرار باد:
چشمهای من
به جای دست های تو
من به دستِ تو ، آب می دهم
تو به چشمِ من، آبِرو بده
من به چشم های بی قرار تو
قول می دهم: ریشه های ما به آب
شاخه های ما به آفتاب می رسد
ما دوباره سبز می شویم…
"قیصر امین پور"

...ـــ☼๑.::۩::.✿ـــ.::۞::.ـــ✿.::۩::.๑☼ـــ ...

به شوق اوست همه،
همه اوست شوق من،
اگر به این آسمان هرازگاهی کوچ می کنم.
نگاره ای می نگارم با قلمی شکسته بال،
تو گر به وبگاه من آمدی،
بخوان و دیدگاهی ز سر شوق بنگار...

*این تارنما تحت قانون کپی رایت است!*
صبــا ©

آخرین نظرات
پیوندها

۲ مطلب در تیر ۱۳۹۲ ثبت شده است

چند روزی از ماه مبارک رمضان می گذرد. نمیدانم با دل آماده وارد این ماه شده بودم یا نه! نمی دانم درجه ی ایمانم این روزها تنظیم و محکمتر شده است یا نه؟! فقط میدانم یک حسی درونم هست که اصلاً خوشایندم نیست! البته هر سال این حس را داشته ام اما خب امسال خیلی بیشتر است! چیزی شبیه دلخوری از این دهن کجی هایی که به ماه مبارک می شود و من هر روز در اطرافم شاهدشان هستم!

در شهر و دیاری که مردمانش نام مسلمانی را یدک می کشند و برای هم آسمان ریسمان می بافند و فتوای این و آن را کم و زیاد می کنند که مثلا چرا نمی توانند روزه بگیرند، من دلم می گیرد!

در دل فقط یک دلخوشی دارم آن هم اینکه هنوز هم در اطرافم کسانی هستند که با تمام سختی و مشقت، باز هم این ماه را عزیز و گرامی داشته و روزه میگیرند و افتخار هم می کنند و من هم مفتخرم به وجود و حضورشان.

می دانید؟ اعتقادات مذهبی ربطی به قومیت و سن و سال و شهر و آب و هوا و نوع کار و وضع سلامت و اینها ندارد! به وجدان بیدار و درجه ی ایمان مربوط می شود. روزه داری که فقط گرسنگی و تشنگی آن هم در این گرمای طاقت فرسا و روزهای طولانی نیست! نمیخواهم حرف تکراری بزنم. نه! فقط میخواهم بگویم خیلی سخت است تحمل آدمهایی که حتی با حرفها و آسمان و ریسمان دوختن هایشان، خودشان را هم نمی توانند گول بزنند، چه برسد به دیگران و یا حتی به خدا! (نعوذ بالله). گاهی بی حرمتی هایشان حرص آدم را در می آورد ولی نمیدانم چرا دست و زبان نمی چرخد برای تو دهنی زدن به دهن کجی هایشان!

در روزه ی آب غذایمان که شکی نیست! (کاش لااقل خدا همین را قبول کند!) به این درجه ی ایمان و به وجدانِ هشیارمان باید شک کنیم گاهی.

ولی خب از تمام این ها گذشته، من هنوز خوشحال و دلگرمم!

چون تا ابد، دوستی دارم که با دنیا عوضش نمیکنم. دوستی که درجه ی ایمانم را مدام چک میکند که یک وقت توی این گرمای هوا و روزهای طولانی و معاشرت اجباری با مردمِ روزه خوارِ بی نمازِ بی ایمان، خراب نشده باشد! کم نشده باشد! لک نزده باشد!

دوستی دارم از جنس خدا. همرنگ خدا. همسایه ی خدا. همان خدایی که تا درجه ی ایمانم درست کار میکند، دغدغه ی از دست دادنش را ندارم. خدا البته در وجود تمام بنده هایش یکی یک دوست خوب و خدایی و هشدار دهنده قرار داده است ولی خب کسی که وجود خارجی داشته باشد و گاهی با کلمه ای تلنگر بزند به چشمهای بسته و وجدان خواب آلودمان، جای یک دنیا شکر دارد! خدایا شکرت...

 

پی نوشت:

1. کاش همه ی آدمها یکی یک دانه از این دوستهای خدایی در زندگی هایشان داشتند! دنیا بهشت می شد.

2. خدا کند تا شبهای احیاء زنده باشم و بتوانم شب زنده داری کنم و دعایی بخوانم و دوستی را دعا کنم و برای زندگی و آخرتم توشه ای بردارم!

3. حواسم باشد فقط حرف نزنم!

/.///-/

۱۱ موافقین ۵ مخالفین ۰ ۳۰ تیر ۹۲ ، ۰۱:۲۵
© صبـــا

و دوباره پر از شعف می شوم، از رسیدن ماه گرانقدر نزول قرآن. ماه میهمانی خدا!

پیشاپیش رسیدن ماه مبارک رمضان را تبریک عرض نموده و التماس دعا دارم.

 

پی نوشت: هوای گرم و روزهای طولانی، چیزی از ایمانمان کم که نمی کند هیچ، بیش هم می کند.

/.///-/

۶ موافقین ۶ مخالفین ۰ ۱۱ تیر ۹۲ ، ۲۱:۵۷
© صبـــا