آب و آفتاب

تا آب و آفتاب با هم در نیامیزند... رنگین کمانی متولد نخواهد شد

آب و آفتاب

تا آب و آفتاب با هم در نیامیزند... رنگین کمانی متولد نخواهد شد

آب و آفتاب

و قسم به آب و آفتاب!
و هر آنکه زلال و نورانیست!

...ـــ☼๑.::۩::.✿ـــ.::۞::.ـــ✿.::۩::.๑☼ـــ ...

من ار چه عاشقم و
رند و مست و نامه سیاه
هزار شکر که یاران شهر بی‌گنهند...
به هوش باش
که هنگام باد استغنا
هزار خرمن طاعت به نیم جو ننهند...
"حافظ"

...ـــ☼๑.::۩::.✿ـــ.::۞::.ـــ✿.::۩::.๑☼ـــ ...

ما دوباره سبز می شویم
این قرارداد، تا ابد میان ما برقرار باد:
چشمهای من
به جای دست های تو
من به دستِ تو ، آب می دهم
تو به چشمِ من، آبِرو بده
من به چشم های بی قرار تو
قول می دهم: ریشه های ما به آب
شاخه های ما به آفتاب می رسد
ما دوباره سبز می شویم…
"قیصر امین پور"

...ـــ☼๑.::۩::.✿ـــ.::۞::.ـــ✿.::۩::.๑☼ـــ ...

به شوق اوست همه،
همه اوست شوق من،
اگر به این آسمان هرازگاهی کوچ می کنم.
نگاره ای می نگارم با قلمی شکسته بال،
تو گر به وبگاه من آمدی،
بخوان و دیدگاهی ز سر شوق بنگار...

*این تارنما تحت قانون کپی رایت است!*
صبــا ©

آخرین نظرات
پیوندها

۷ مطلب در بهمن ۱۳۹۱ ثبت شده است

خودتان را نکشید

به خداوند عرض کردم:

خدایا جسمم را نه! ولی روح خود را بارها به زهر نادانی و جهل، کشته ام!

خداوند فرمود: وَلاَ تَقْتُـلُوا أَنفُسَکُــم1(خودتان را نکشید)!

عرض کردم: حالا چه کنم؟! کاش مرا می بخشیدی!!

پاسخ آمد:

وَمَن یَعمَل سوءًا أَو یَظلِم نَفسَهُ ثُمَّ یَستَغفِرِ‌ اللَّـهَ یَجِدِ اللَّـهَ غَفورً‌ا رَ‌حیمًا2. (و هر کس کار بدى کند، یا بر خویشتن ستم ورزد؛ سپس از خدا آمرزش بخواهد، خدا را آمرزنده ی مهربان خواهد یافت.) 

گفتم: یعنی با من که بارها بدی کرده و توبه شکسته ام نیز مهربانی و مرا می بخشی؟!

فرمود: إِنَّ اللّـهَ کَانَ بِکُمْ رَحِیـمًـا3 (خدا همواره با شما مهربان است)...

و من با امیدی تازه از مهربانی و بخشش خدا، با خود تکرار کردم : رَحِیمًا... رَحِیمًا... رَحِیمًا... 

__________________________

پی نوشت: گفتگو و تأملی که خواندید حاصل قرائت جزء 5 قرآن به نیت "شهید علی اکبر شالباف" بود...

/.///-/

1و3:  النساء/ 29

2. النساء/110

۷ موافقین ۶ مخالفین ۰ ۲۶ بهمن ۹۱ ، ۱۴:۵۰
© صبـــا

ستارالعیوب

 

خدایا؛
ما به امید "رازدار" بودنت،

"راز" دار شدیم...

و شرم نکردیم

از زیادی رازها و گناه ها،

یا ستارالعیوب!
وَ بِرَحْمَتِکَ أَخْفَیْتَهُ وَ بِفَضْلِکَ سَتَرْتَهُ‏...*

 

/.///-/

*دعای کمیل: ولی به مهربانی خود آنها را پنهان کردی، و از فضل خود آنها را پوشاندی..

۲۳ موافقین ۵ مخالفین ۰ ۱۷ بهمن ۹۱ ، ۱۳:۲۴
© صبـــا

حرم امام حسین(ع)

 

کاش از جنس جنون، بال و پری بود مرا
مثل سیمرغ از اینجا سفری بود مرا
«از همان کوچه که سر می‌شکند دیوارش»
باز در حالت مستی گذری بود مرا
رقص زلف سر نی دیدم و با خود گفتم:
بین هفتاد و دو سر کاش سری بود مرا

هیچ پروا دلم از دغدغه‌ی راه نداشت
چون تو ای عشق! اگر همسفری بود مرا
پیشتر زانکه رسد مرگ، بمیری، هنر است
کاش، ای کاش! که روزی هنری بود مرا*

 


محرم که تمام شد، مثل هر سال دلم را کمی خوش کردم و دلداری اش دادم که هنوز صفر هست و اربعینی می آید برای گریستن و آرام شدن دل!
حالا که روزها گذشته از محرم و اربعین و صفر، همه اش دلم را می گویم که باز هم محرم می آید و...
اما راستش
دیگر امسال دلم خیلی گستاخ شده! اصلاً حرفم را گوش نمیدهد...

پی نوشت1: دل خوشی ام  شده گوش دادن به مداحی و سینه زنی و روضه های ضبط شده! خدا را شکر! باز هم اینها هست و عکسی میبینم و حرفی میشنوم و متنی میخوانم از حسین(ع) و خاندان کربلایی اش! و اِلا...

پی نوشت2: همیشه به دلم یاد داده ام که هر چه تو بخواهی؛ نمیشود!! اما حرف از حسین(ع)و بوی سیب اش که می شود، زبانم جلوی خواستن های این دل، بند می آید...
چند روز است که دوباره مثل محرم، یک بیت شعر مدام می چرخد توی سرم:
دود این شهر مرا از نفس انداخته است؛ به هوای حرم کرب وبلا محتاجم...

 

/.///-/

______________________________
*شاعر : ایوب پرند آور/ کتاب حماسه‌های همیشه

۶ موافقین ۷ مخالفین ۰ ۱۷ بهمن ۹۱ ، ۱۱:۳۸
© صبـــا

خدای من به توشکایت نفسی را می کنم که امرکننده به بدیهاست وبه خطا سبقت می گیرد و به معصیت و گناهان حریص است و در معرض سخط تو قرار می گیرد و مرا به وادی هلاکت می کشاند و مرا در نزد تو خوارترین هلاک شدگان قرار می دهد، تعلل او زیاد و آرزوی او بلند است...

 

نماز- من بنویسم یا تو؟!

معتقدم وقتی آدم دوستی دارد که حرف هایش او را به فکر فرو می برد و حاصل این حرف ها و فکرهای خوب، یک چیزی شبیه تزکیه و تهذیب نفس است، خوشبخت ترین آدم روی زمین است!

امروز به عنوان همین خوشبخت ترین آدم روی زمین! داشتم با خودم مرور میکردم که بینم عیب کارهایم دقیقاً از کجاست تا بزنم ریشه ی این عیب ها را با تبر قطع کنم! گرچه قبلاً هم بارها خوانده و شنیده بودم که باید نماز را اصلاح کرد تا اعمال و امور آدم اصلاح بشود.

یک جایی هم خوانده بودم که اگر نفس را درست کنید کارهایتان درست میشود. کلا در باب تزکیه و تهذیب نفس مطلب زیاد هست ولی تنها وقتی پی به ارزش این موضوع می بریم که می بینیم خداوند در قرآن کریم بعد از یازده بار قسم ، تنها راه رستگاری را تزکیه نفس ذکر می کند. «...قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَکَّیها؛ به راستی رستگار شد آن که نفس خویش را از آلودگی ها پاک کرد.»1

حضرت علی (ع) در این خصوص می فرماید: «حتی یک لحظه مسامحه و سهل انگاری در مورد نفوس خود نکنید که این سهل انگاریها در مورد نفس، شما را به راههای تاریکی می کشاند»2

بیشتر که فکر کردم دیدم همین سهل انگاری که باعث و بانی خیلی از بدبختی هاست، خودش یک معضل بزرگ است که معمولاً دامن خیلی از ما آدم ها را میگیرد. حال اینکه امثال بنده متاسفانه کمی هم به این سهل انگاری ها چاشنی میزنیم!! (چاشنی توجیه!) و آن وقت غافل از تأثیر این خوشمزه گی! به دنبال عیب کارهایمان میگردیم ولیکن علت را واضح نمی یابیم!

راستش با توجه به دانسته های ناقص و کم بهره! ای که دارم به این نتیجه رسیدم که چون یکی از رسالت ها و تأثیرات مهم نماز اصلاح نیت و عمل است، (و خود نیز واقف به نمازهای رفع تکلیفی و بی حضور قلب خود هستم! )، لذا می توان تصدیق کرد که اگر کسی نمازش را درست کند، کارهایش خود به خود درست میشود. اصلاً علت بروز خیلی از گرفتاری ها و به دل ننشستن بعضی اعمال واجبات و مستحبات و ... همین نماز بی حضور قلبی است که ما تأثیرش را که خود تمرینی بزرگ برای تزکیه و تهذیب نفس است، گاهاً فراموش کرده و یا نادیده میگیرم.

«خدای من به توشکایت نفسی را می کنم که امرکننده به بدیهاست وبه خطا سبقت می گیرد و به معصیت و گناهان حریص است و در معرض سخط تو قرار می گیرد و مرا به وادی هلاکت می کشاند و مرا در نزد تو خوارترین هلاک شدگان قرار می دهد، تعلل او زیاد و آرزوی او بلند است...»3

و حالا من با این همه روسیاهی و گناه، این خلاصه ی تحقیق و تحریر را منتشر کردم شاید راه گشا و تلنگری شد هم برای خودم و هم برای رهگذری...

/.///-/

لینک های مرتبط:

_________________________________________________

1.قد أفلح من زکّیها و قد خاب من دسّیها؛ به راستی رستگار شد آن که نفس خویش را از آلودگی ها پاک کرد و زیانکار شد آن که خود را آلوده کرد. شمس/10 و 9

2.نهج البلاغه/خطبه 85

3.الهی الیک اشکو نفساً بالسوء أمّاره والی الخطیئهِ مبادَرَهَّ.../مفاتیح الجنان/مناجات خمس عشر، مناجات شاکین "از زبان امام سجاد(ع)"

۱۰ موافقین ۸ مخالفین ۰ ۱۱ بهمن ۹۱ ، ۲۳:۴۸
© صبـــا

محمّد وارث پیغمبران است     که او سلطانِ شهرِ  دلبران است

به حق فرمود حق لایزالی      محمّد علت خلقِ جهان است...

 

تمام دنیا یک طرف،مدینة النبی

شهر "تو

یک طرف!

ندیده می گویم؛

بهشت دنیاست...

 

اینجا؛

به افق دل،

اذان می گویند...

میلادت مبارک!

 علتِ گیتی...

 

  • میلاد خاتم پیامبران بر شما مبارک.

/.///-/

۱۵ موافقین ۶ مخالفین ۰ ۱۰ بهمن ۹۱ ، ۱۲:۴۰
© صبـــا

دل به تنگنا که می رسد، چنگ به هر چه آسمان و ریسمان است میزند تا نجات یابد.

دل به تنگنا که می رسد، دیگر حالی اش نمی شود دوری! حالی اش نمی شود زمان و مکان! حالی اش نمیشود علت و معلول!
دلی که تجربه کرده است حریمی را که همزمان در آن، هم غریب است و هم آشنا، حریمی را که همزمان در آن، هم سیاهی جای میگیرد و هم سپیدی، حریمی را که در آن گناهکار باشی یا زاهد، میتوانی درَش مأوا بگیری، آن دل دیگر هرگز رنگی از ناامیدی نمیگیرد.

می شود سرتا پای نور و امید و ایمان. می شود مقرّب. می شود آشنا. نزدیک. می شود ع ا ش ق...

 

شکوِه به سوی که برم، تا چون تویی دارم که در حریمِ حرمت، صدای بال فرشتگان می آید که گردا گرد فقیر و غنی می گردند؟! تا چون تویی دارم که گناهکار و پرهیزکار، به حَرمت راه می یابند و حاجت و شفا می گیرند!؟

 

گـشتـم بر در دیــوار حریـمت
جایی ننوشتند گنهکار نیاید…

کلام را نور می بخشم با یاد و نام نورانی ات. و دل را می فرستم به سوی حریمِ حرمت. امید دارم، که دل را روانه می سازم. امید دارم که غریبانه، سر به کوی تو و آستان تو می گذارم. امید دارم که نور می بخشی و مأوایم می دهی. ضامن می شوی و آرامم می کنی.

شکوِه به سوی که برم، تا چون تویی دارم که در حریمِ حرمت، صدای بال فرشتگان می آید که گردا گرد فقیر و غنی می گردند؟! تا چون تویی دارم که گناهکار و پرهیزکار، به حَرمت راه می یابند و حاجت و شفا می گیرند!؟

پایم به زمین گرفتار است و دلم آلوده و سیاه در دام گناه. جز تو، امید به چه کس ببندم، که ضمانت کند بازگشت مرا؟!...

السلام علیک یا علی بن موسی الرضا «علیه السلام»

/.///-/

۱۳ موافقین ۵ مخالفین ۰ ۰۷ بهمن ۹۱ ، ۱۵:۵۳
© صبـــا

جمعه ی دیگری هم آمد و غروب شد و رفت، اما "تو" نیامدی...

 

دلم هوای تو کرده، هوای آمدنت،  

صدای پای تو می آید، صدای آمدنت

بهار با تو می آید به خانه ی دل ما،  

قدم به خانه ی ما نِه، صفای آمدنت

بیا که خوانده برایم از کودکی مادر،  

همیشه در دل شب، قصه های آمدنت

دگر ز روز و شب و ماه و سال بگذشته،  

تمام عمر نشستم به پای آمدنت

چقدر وعده ی وصل تو را به دل بدهم،  

چقدر...اللهم عجل لولیک الفرج

 

امروزِ من، از ساعت های پایانی دیشب شروع شد. وقتی کمیل می خواندم و می رسیدم به دعاهایی که جانم را می سوزاند و نمیتوانستم فریادی بر آورم تا آرام بگیرد دلِ غمگینم.  

 

امروز که آمد، به یاد تمام روزهای گذشته، با خود تکرار کردم؛ وَ لا یُمْکِنُ الْفِرارُ مِنْ حُکُومَتِکَ!5 که اگر هر زحمت و اندوهی به بنده ای می رسد، همه از حکمت و حکومتِ ناگریزِ خداوند بر آدم و عالم است.

وقتی میخواندم: یا اِلهى وَ رَبّى وَ سَیِّدِى وَ مَوْلاىَ! لاِىِّ الاُْمُورِ اِلَیْکَ اَشْکُو؟! وَ لِما مِنْها اَضِجُّ وَ اَبْکى؟!1 به راستی نمی دانستم برای کدام یک از گرفتاری هایم به خدا شکایت کنم؟! و نمیدانستم برای کدام یک از آنها شیون و گریه کنم؟!  وقتی زمزمه میکردم اَمْ کَیْفَ یَرْجُو فَضْلَکَ فى عِتْقِهِ مِنْها فَتَتْرُکُهُ فیها؛2 یعنی چگونه ممکن است که بنده ی بیچاره و رسوا و ناچیز و درمانده ات، امید احسان تو را داشته باشد در آزادی خویش، ولی او را واگذاری؟! به راستی امید داشتم که هَیْهاتَ! ما ذلِکَ الظَّنُ بِکَ، وَ لاَالْمَعْرُوفُ مِنْ فَضْلِکَ!3

اما چیزی که در کمیل، همیشه و همیشه دلم را حسابی می سوزانَد، ظَلَمْتُ نَفْسى وَ تَجَرَّأتُ بِجَهْلى4 ست. آخر هنوز هم نمی دانم که چقدر به نفس خود ظلم کرده ام!..

امروز که آمد، به یاد تمام روزهای گذشته، با خود تکرار کردم؛ وَ لا یُمْکِنُ الْفِرارُ مِنْ حُکُومَتِکَ!5 که اگر هر زحمت و اندوهی به بنده ای می رسد، همه از حکمت و حکومتِ ناگریزِ خداوند بر آدم و عالم است. 

بیشتر که می اندیشم، در می یابم برای زنده بودن و زندگی کردن، باید قلب را نرم کرد با دانه دانه های اشکِ دیده. وقتی قلب نرم باشد، رئوف میشود، دیگر ظلم نمیکند. نه به خود، و نه به دیگری. و نه به امام حاضر عصر(عج). و آنوقت است که معجزه ی زندگی شروع می شود...

امروز من، از ساعات های پایانی دیشب، میان کمیل و اشک و آه شروع شد،... خدا کند که دیگر سخت نشود قلبم!

/.///-/

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1.دعای کمیل

2 ،3 ،4 و 5. همان

۶ موافقین ۴ مخالفین ۰ ۰۶ بهمن ۹۱ ، ۱۸:۳۰
© صبـــا